چند وقتیه حسابی سرم شلوغ شده، و یکسری مسئله دیگه اداری دیگه برام پیش اومدن که انشالله به زودی حل میشوند. این مسائل باعث شدند که چند وقتی ذهنم حسابی مشغول بشه و اصلا حواسم به دور و برم نباشه. مثلا دیروز به حامد پیامک زدم که بیاد دم در خونشون کارش دارم بعد از چند دقیقه خودم یادم رفت که باهاش قرار دارم! رفتم خونه و بعد از 10 دقیقه تازه یادم اومد که چی کار کردم!
این چند وقته یکسری مسائل اداری من رو حسابی اذیت کردند. خدا دکتر جهانگیر رو خیر بده که هم استاد خوش برخوردین هم کارای آدم رو خوب راه میاندازند. این چند روزه چند بار دم در اتاقشون تو صف وایستادم تا کارم رو مطرح کنم ، هر کسی میرفت تو خوشحال برمیگشت. اولش میخواستم پیش یکی دیگر از اساتید برم که دم در اتاقش هر کسی میرفت تو دعوا میشد و ناامید برمیگشت که وقتی دیدم اوضاع این جوریه منصرف شدم! D:
البته امروز آخرش که دیگه خیلی خسته شده بودم تو صف واینستادم و مستقیم رفتم تو و حق خیلیها رو ضایع کردم. الآن حس بدی نسبت به کارم دارم :(
این مسائل اداری که حل بشند میتونم با خیال راحت به بقیه امورات زندگیم برسم :) انشاالله بزودی امتحان GRE خواهم داد و بعدش تافل. آماده شدن برای این 2 تا امتحان هم حسابی از آدم وقت میبره، فعلا تنها کاری که کردم خوندن 504 بوده که مطمئن نیستم خیلی به درد بخوره P:
کارای تز رو هم کم کم دارم شروع میکنم. این ترم حل تمرین درس نظریه بازیها هم شدم. نمیدونم چرا تو ارشد شریف کلاسا از کلاسای کارشناسی هم شلوغترند ! فکر کنم حل تمرین سی نفر (شاید هم تعدادی بیشتر!!!) باشم.
فعلا مسائل مهم زندگی روزمرهامان همینها هستند، از شما بیننده عزیز هم میخواهم در هنگام عباداتتان من را فراموش نفرمایید. D:
***************
پیوست : بالاخره کارهای اداریام تمام شد ! من درس دکتر روحانی راحذف کردم :) اگر حذف نمیکردم مجبور بودم 120 تا تمرین تحویل بدهم ! آن هم در این زمان که اصلا وقتش را ندارم. خدا را شکر که همه چی ختم به خیر شد :)

